بسم الله رحمن الرحیم
واقعا تناقضات تا کی؟ شنیده بودیم دروغگو کم حافظه است اما تا این حد؟
بالاخره در نظر علمای اهل سنت شیعه کی بوجود اومده؟
یک جا میگید طبق قول ابن تیمیه
شیعه پیرو عبد الله سبا ست که حتی خود این شخصیت مجهول الحاله و شخصیتی متقابل خودش در میان اهل سنت داره و گویی علما دست پیش گرفتن پس نیفتن!!!!! واقعا کعب الاحبار یهودی که عمر مریدش بوده لایق این اوصافه یا شخصی که اصلا وجود خارجی نداشته؟
نظر دیگرعلمای اهل سنت در رد این ادعا هم جالبه:
1.
دكتر طه حسین مصری
او در قسمتی از
سخنانش در مورد عبد الله بن سبأ می گوید:« به گمان من كسانی كه تا این حد موضوع
عبد الله بن سبأ را بزرگ جلوه داده اند, بر خود و تاریخ اسراف شدیدی نموده اند.
زیرا نخستین
اشكالی كه با آن مواجه می شویم آن كه در مصادر مهمّ تاریخی و حدیثی ذكری از عبدالله بن سبأ نمی بینیم
. در طبقات ابن سعد, أنساب الأشراف بلاذری و دیگر مصادر تاریخی یادی از او نشده است. فقط طبری از
سیف بن عمر این قضیه را نقل كرده و دیگر مورخان نیز از او نقل كرده اند.»[8]
همو در آخر سخنانش می گوید: «به گمان قوی دشمنان شیعه در ایام بنی امیه و بنی عباس در امر عبد اللهبن سبأ مبالغه كردند, تا از طرفی برای حوادثی كه در عصر عثمان اتفاق افتاد منشأیی خارج از اسلام و
مسلمین بیابند, و از طرفی دیگر وجهه علی ـ علیه السّلام ـ و شیعیانش را خراب كنند و از این منظر برخی از
عقاید و امور شیعه را به شخصی یهودی نسبت دهند كه به جهت ضربه زدن به مسلمین, اسلام انتخاب كرد .
و چه بسیار است تهمت های ناروایی كه دشمنان شیعه بر علیه شیعه وارد كرده اند».[9]
2.محمد عماره
وی در كتاب خود چنین می گوید: «... فقط در یك روایت به موضوع عبدالله بن سبأ اشاره شده و آن تنهامصدر,برای نقل بقیه مورخان شده است».[10]
3. حسین بن فرحان مالكیاو در ردّ دكتر سلیمان عوده می گوید: «...او گمان كرده كه من وجود عبد الله بن سبأ را به طور مطلق انكار
مینمایم؛ البته این چنین ادعایی ندارم, بلكه در مجله ریاض و مقالات سابق خود اشاره نمودم كه من در وجود
عبدالله بن سبأ به طور مطلق توقف نموده ام, ولو به شدت موقعیت گسترده او را درفتنه ایام عثمان انكار می كنم».[11]
برخی دیگر از مورّخان اصل وجود عبد الله بن سبأ را انكار كرده اند كه در نتیجه نزد آنان قضیه و نقش و
موقعیت او نیز مردود است؛ اینك به اسامی بعضی از آنها اشاره می كنیم:
1.محمد عبد الحیّ شعبان ( صدر الأسلام و الدوله الإسلامیه )؛
2. هشام جعیط ( جدلیّه الدین و السیاسه فی الإسلام المبكّر, ص 75)؛أحمد لواسانی ( نظرات فی تاریخ الأدب , ص 318)؛
4. سید مرتضی العسكری ( عبد الله بن سبأ و أساطیر أخری )؛ابراهیم محمود ( أئمه و سحره عن مسیلمه الكذّاب و عبد الله بن سبأ , ص 192)؛
6.دكتر عبد العزیر هلابی, ( عبد الله بن سبأ دراسه للروایات التاریخیخه) ص 71؛
7. نویسنده مصری أحمد عباس صالح ( الیمین و الیسار فی الإسلام ) ص 95؛دكتر علی دردی ( وعاظ السلاطین) ص 274؛
9.دكتر شیبی ( الصله بین التصوف و التشیع ) ج1, ص 89.
و جای دیگر هم میگن شیعه قاتل امام حسین(ع) بوده !!!!!!!!
واقعا احمقانه ترین حرف همینه
ولی ببینیم قاتلین واقعی چه کسانی هستند؟
دستور یزید برای بیعت گرفتن از سران مدینه:
إذا أتاك كتابي، فاحضر الحسين بن علي، وعبد الله بن الزبير، فخذهما بالبيعة، فإن امتنعا فاضرب أعناقهما، وابعث إليّ برأسيهما، وخذ الناس بالبيعة، فمن امتنع فانفذ فيه الحكم وفي الحسين بن علي وعبد الله بن الزبير والسلام.
تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 241.
و اما وضعیت کوفیان (سپاه ابن زیاد)در ان زمان
وقد روى : أن عمر خرج في شهر رمضان ليلا فرأى المصابيح في المسجد ، فقال : ما هذا ؟ فقيل له: إن الناس قد اجتمعوا لصلاة التطوع ، فقال : بدعة فنعمت البدعة ! فاعترف كما ترى بأنها بدعة، وقد شهد الرسول صلى الله عليه وآله أن كل بدعة ضلالة . وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه !
روايت شده است که عمر در ماه رمضان شب هنگام بيرون آمد و در مسجد چراغ هايي را ديد ؛ سؤال كرد: اين چيست؟ به او گفتند: مردم براي نماز مستحبي جمع شدهاند (و نماز را به جماعت بخوانند)؛ عمر گفت: اين كار بدعت است، اما بدعت خوبي است. پس همانگونه كه مشخص است خود اعتراف كرد که اين کار بدعت است و رسول خدا شهادت دادهاند که هر بدعتي گمراهي است. و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده است که وقتي در کوفه گرد ايشان جمع آمدند ، و از حضرت خواستند که براي ايشان امامي قرار دهد که با او نماز مستحب ماه رمضان را بخوانند ، ايشان را از اين کار منع کرده و ايشان را آگاه نمود که اين کار بر خلاف سنت رسول خداست ؛ آنها امير مومنان عليه السلام را رها کرده و خودشان گرد هم جمع شدند و يکي را جلو انداختند ( تا امام جماعت شود ) ؛ پس حضرت امام حسن مجتبي را به نزد ايشان فرستادند ؛ حضرت وارد مسجد شدند در حاليکه شلاقي به همراه داشتند؛ وقتي مردم ايشان را ديدند فرار کرده و فرياد مي زدند اي واي سنت عمر از بين رفت!!!
شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد از علماي اهل سنت، ج 12، ص 283 ـ وسائل الشيعة (الإسلامية) مرحوم حر عاملي از علماي شيعه، ج 5، ص 192، ح 2.
و در کربلا چی میگفتن؟:
.«إنما نقاتلك بغضاً لأبيك»يعني: ما از روي بغض و كينهاي كه با پدرت علي بن ابي طالب داريم با تو به جنگ و نبرد برخاستهايم. ينابيع المودة، قندوزي حنفي، ص 346.
يا حسين، يا كذّاب ابن الكذّاب.
اي حسين اي دروغگوي فرزند دروغگو!
الكامل، ابن أثير، ج 4، ص 67.
و يا در جاي ديگر خطاب به امام حسين عليه السلام اين جمله را گفتند:
يا حسين أبشر بالنار.
اي حسين تو را بشارت باد به آتش دوزخ.
الكامل، ابن أثير، ج 4، ص66 ـ البداية والنهاية، ج 8، ص 183.
شخص ديگري خطاب به امام حسين عليه السلام و اصحابش اينگونه گفت:
إنها لا تُقْبَل منكم.
اين نمازي كه شماها ميخوانيد مورد قبول خداوند واقع نميشود.
البداية والنهاية، ابن كثير، ج 8، ص 185.
اینها شیعه بودن؟ :
يزيد بن معاوية ـ عبيد الله بن زياد ـ عمر بن سعد ـ شمر بن ذي الجوشن ـ قيس بن أشعث بن قيس ـ عمرو بن حجاج زبيدي ـ عبد الله بن زهير أزدي ـ عروة بن قيس أحمسي ـ شبث بن ربعي يربوعي ـ عبد الرحمن بن أبي سبرة جعفي ـ حصين بن نمير ـ حجار بن أبجر.
و نيز عدهاي ديگر كه اسامي آنها در زير ميآيد و در جريان واقعه كربلاء و به شهادت رساندن آن حضرت و اصحابش مباشر و مستقيم وارد صحنه شده بودند. افرادي همچون:
سنان بن أنس نخعي ـ حرمله كاهلي ـ منقذ بن مره عبدي ـ أبو الحتوف جعفي ـ مالك بن نسر كندي ـ عبد الرحمن جعفي ـ قشعم بن نذير جعفي ـ بحر بن كعب بن تيم الله ـ زرعة بن شريك تميمي ـ صالح بن وهب مري ـ خولي بن يزيد أصبحي ـ حصين بن تميم و غيره...
اینها شیعه بودند پس یاران امام(ع) کی بودن؟
یک روایت و اشکار شدن حقیقت:
تاريخ طبري در مورد زهير مينويسد:
فقال له زهير يا عزرة إن الله قد زکاها وهداها فاتق الله يا عزرة فإني لک من الناصحين أنشدک الله يا عزرة أن تکون ممن يعين الضلال على قتل النفوس الزکية قال يا زهير ما کنت عندنا من شيعة أهل هذا البيت إنما کنت عثمانيا.
زهير به عزره گفت: اي عزره خداوند او را پاک گردانيد و هدايت نمود؛ پس از خدا بترس که من از خير خواهان توام؛ تو را به خدا قسم ميدهم که مبادا از کساني باشي که گمراهان را در کشتن جآنهاي پاک ياري کني! وي پاسخ داد: اي زهير! ما تو را از شيعيان اين خاندان نميشناختيم (ولي امروز تو را در صف شيعيان او ميبينيم) در حالي كه تو عثماني مذهب بودي!!!
تاريخ طبري، ج 4، ص 316.
و اما بعد جای دیگر هم میگن شیعه در صفویه بنا شده!!!!!!
قضاوت با شما
این همه تناقض تا به کی؟ جالب اینجاست در هر بحث به یکی از این اقوال استناد میکنن!!!!!!!
برچسب:
نویسنده: gochali