خرید بک لینک

دیشب یادت آمد سوراغم ...بعد از یک ماه و اندی دلم هوایی شد ... جلویش را گرفتم ... حواسم را پرت کردم ... گفتم توجه نکن ... اخم کردم ... چشمانم را بستم ... خوابیدم ....

>> منتظر دوستام بودم که بیان دنبالم از دور دیدمشون لبخند زدم و دست تکون دادم ... رفتم طرف ماشین در پشت و باز کردم و نشستم ... با خوشحالی با دوستام سلام و علیک کردم ... جا خوردم !! یه آن همه چی ایستاد ... با خودم گفتم من که قرار گذاشته بودم که دیگه نبینمش ... این اینجا چی کار میکنه ؟!

دیدم تو جلو نشستی اما روتو به طرف صندلی عقب برنگردوندی .... مث همیشه غرور همیشگیم اومد جلو و به رویه خودم نیاوردم ... بعد تو یهو مث اینکه تازه از بودن من خبر دار شده باشی ! برگشتی و مثل اینکه هیچ چیزی نشده باشه ... مثل همیشه .... آره مثل همیشه سلام کردی و روبوسی کردیم! <<

صبح شده بود و چشمام و باز کردم ... بعد از ۱ ماه و اندی صبح به یادت بیدار شدم

تو خوابم نیا ...


برچسب: نویسنده: gochali تاريخ: يکشنبه 7 مهر 1392 ساعت: 17:14

صفحه بندی